خط داستانی
به خواست سرنوشت، دو خواهر دوقلو، سونیا و آلیسا، از هم جدا شدند و در کشورهای مختلف بزرگ شدند: سونیا در پایتخت روسیه و آلیسا در ترکیه. دیدار اتفاقی سرنوشتشان را وارونه میکند: بهطور غیرمنتظرهای هر کدام از خواهران با زندگی دیگری همسو میشود. سونیا بهخاطر تصادف دچار از دست دادن حافظه میشود و آلیسا که عاشق شوهر خواهرش شده، بهطور آگاهانه نقش دیگری را بازی میکند. سونیا هرگز نتوانست مرد دیگری را دوست بدارد، اما صادقانه نسبت به پسر خواهرش احساس وابستگی پیدا میکند و او را فرزند خود میبیند. زندگی دوقلوها بیشتر و بیشتر درهم میآمیزد.