خط داستانی
«روز» تیوپاپ آمورنجیندا، وارث اراضی چومجان، وقتی پدرخواندهاش به خاطر حادثهای مشکوک به کما میرود از آمریکا به چیانگ رای برمیگردد. در آنجا، خود را در معرض خطر از سوی واشو، مالک یک تاکستان که قصد دارد او را وادار به ازدواج کند و زمینش را برای فعالیتهای غیرقانونیاش بدزد، مییابد. خوشبختانه، دوستی دوران کودکی روز و صاحب یک مزرعه ارگانیک سبزیجات به نام دین کاساما واتینوانیچ برای محافظت از او میآیند. برای تأمین امنیتش، او و دین مجبور میشوند که ازدواج کنند.
حتی اگر این ازدواج صرفاً ازدواجی صوری باشد، قرابت دوبارهشان به تدریج احساسات واقعی را برمیانگیزد.»