خط داستانی
در این جهان، خورشید مانند یک تخمشکافته شد که کهکشان را با پنج هیولای باستانی آشنا کرد که برای فرمانروایی بر ستارگان خلق شدهاند.
در طول آخرالزمان، لوسيی 12 ساله سفری با سربازی پرگو به نام بلو و پرستار رباتیاش، CG، آغاز میکند. هنگام کاوش در شهری ویران، گروه مول را مییابد، موتوری ترسو در مترو که هیچ حافظهای از گذشتهٔ خود ندارد. به اصرار لوسی، او را با تیمشان همراه میکنند تا با بیابانِ پساآخرالزمان بهطور مشترک روبرو شوند.