خط داستانی
لیانگ شیگو.aیی مرد جوانی فقیر است که برای زندگی در شکافهای شهر دست و پنجه نرم میکند. روزی یخچال قدیمی او که سالهای زیادی با او بوده و در طول تابستانهای تنهاییاش همراهش بوده است، انسانی میشود و وارد زندگیاش میشود. آنها بر سر غذا با هم روبهرو میشوند، برای تامین زندگی تلاش میکنند، همدیگر را به پایین میکشند و از هم حمایت میکنند و در نتیجه داستانهای روزمرهای مضحک و گاهُمی به وجود میآید. شیگو به تدریج میفهمد که تنها او نیست که زندگیِ این دستگاه را بیدار کرده است.