خط داستانی
در مرکز یک غار، مجسمهای از شیر برنزی باستانی وجود دارد. چشمهای این مجسمه زنده به نظر میرسند و در انتظار بازگشت صاحب واقعی هستند... درانگای به چیانگ مای آمد تا در رویداد دوست عزیزش، موک، شرکت کند. کرایسورن، پدربزرگ دنگجای، موافقت کرد که به او اجازه دهد.