خط داستانی
دو افسر پلیس — کتیایا و شریکش کوخارنکو، مردی عجیب را با کیسهٔ نقاشی روی سرش در ایستگاه اتوبوس پیدا میکنند. نام او Roma Aksentiev است. پیش از این، شش ماه در بیمارستان بود، اما مرد سیساله هیچ چیز دیگری یادش نمیآید: خانهاش کجاست، بستگانش کجا هستند، چه اتفاقی پیش از ورود به بیمارستان افتاده است. Aksentiev موهبت خاصی دارد: به محض لمس دستهای یک مرد یا زن، گذشته یا آیندهٔ آنها را میبیند. چنین تواناییهای روانشناختی میتواند برای مأموران پلیس مفید باشد، بهخصوص که در حال حاضر موجودی مرموز و دیوانه به نام ووذانای در شهر استانی ظاهر میشود. او قربانیانش را در مخازن میغرقاند. یک کارآگاه اسرارآمیز اسرار موهبـت Aksentiev و گذشتهٔ او را فاش خواهد کرد، و خود روانی نیز به کتیا و شریکش در حلِ بیش از یک پروندهٔ پیچیده کمک خواهد کرد.