خط داستانی
ژانویه ۱۹۴۳: دریابدگان کارل دینیتز، رئیس ناوگان زیر دریایی نازیها، بریتانیا را با نابودکردن ظالمانه نزدیک به هزار کشتی بازرگانی آنها به مرز گرسنگی کشانده است. اگر مسیر حملونقل دریایی اقیانوس اطلس قطع شود، متفقین آخرین پایگاه خود در اروپا غربی را از دست خواهند داد. نیروی دریایی سلطنتی به سروان بازنشسته بازیهای جنگی، گیلبرت رابرتز، روی میآورد. رابرتز باید از بازیهای جنگی استفاده کند تا تاکتیکهای دینیتز را رمزگشایی و با آنها مبارزه کند. برای این کار، به تیمی نیاز دارد، اما نیروی دریایی نمیتواند هیچ مردی را در اختیار بگذارد. در عوض، او با پذیرش تمسخر فرماندهی عالی، به خدمات زنان نیروی دریایی سلطنتی (WRNS) رو میآورد تا تاکتیکهای زیردریاییها را در بازیهای جنگی آزمایش کند. به همراه ژان لیدلاو، یکی از نخستین حسابداران رسمی زن در بریتانیا، و تیم کوچکی از ریاضیدانهای زن با منابع فراوان، رابرتز به ایفای نقش در نبردهای دریایی میپردازد و حرکتهای زیردریاییها را روی کفِ لینولئوم با استفاده از گچ و کشتیهای مدل چوبی به صورت بازی میکند.