خط داستانی
پدر ادموند، دو پسر تازه به دنیا آمدهٔ او، وودزی و اسكتبادجر و خواهر کوچولویشان بری در سوراخ خانهٔ خود به آرامی زندگی میکردند. اما در طبیعت، رایج است که روباهها و_BADGERها از لانههای یکسان استفاده کنند. پس وقتی ادموند عاشق روباه زیبای مارگارت میشود، مسلماً از او و دخترش روزی را دعوت میکند تا به خانوادهٔ بزرگی از روباه-بادجر بپیوندند. چه تغییری شگفتانگیز برای بادجرها! آنها باید یاد بگیرند چگونه با هم کنار بیایند و تعادل جدیدی در زندگیشان پیدا کنند. خوشبختانه وقتی عشق وارد قضیه میشود، با وجود بحثهای گاه و بیگاه، خانه از شادی و لبخند پر میشود!