خط داستانی
سؤدا تامیوی کارمند حقوقبگیر عادی است که در زندگی روزمرهاش با استرسهای متنوعی روبهرو میشود. تنها لذت او سفر برای یافتن «زتمسِشی» است؛ غذای نابودشدهای که ممکن است در آینده وجود نداشته باشد. در حالی که همسرش کانی و فرزندش به کنسرتهای گروههای محبوبشان میروند، او جمعهها پس از کار از خانه بیرون میرود و شنبه شب به خانه برمیگردد.