خط داستانی
به دلیل مسائل خانوادگی، ستسونا کای به شهر جدیدی نقل مکان میکند تا در آپارتمانی تنها زندگی کند. به محض ورود ستسونا، شاهد بارانی اسرارآمیز از سنگها میشود و بهطور تقریبا فرامیرسد تا توسط یک صخره غولپیکر له نشود. خانه جدید ستسونا خوششانس نبود و به طور کامل توسط صخرهای غولآسا از بین رفت. ستسونا در حالت فرسودگی است و نمیداند چه کاری انجام دهد که با او بهطرف میشود دانشمندی به نام هیروומי کانهمه. تجهیزات دکتر کانهمه ظاهراً میتواند تشخیص دهد که ستسونا «فرزند شیطان» است، بنابراین دکتر کانهمه تصمیم میگیرد ستسونا را به آزمایشگاه خود ببرد.