خط داستانی
مسکو، دههٔ ۱۹۷۰. وِرا، که با مجوز کار محدود به پایتخت آمده، عشق زندگیاش را مییابد. اما چه کار میتواند بکند وقتی احساساتشان با خانوادهٔ با نفوذِ عالیرتبهٔ معشوقش و محیط اطرافش مخالف است؟
بارداریِ وِرا تنها شبکهٔ درهمتنیدهٔ شرایط و تناقضها را پیچیدهتر میکند. جوان، بیتجربه و دور از خانه، او خودش را در برابر این همه چیز تنها مییابد.
آیا او میتواند در شهری بزرگ و hostile با فرزندش زنده بماند، بیگناهیِ خود را ثابت کند و حقِ عشقورزیاش را حفظ کند؟ چه بر سر ریتا خواهد آمد — دخترِ وِرا و واتیم — که سالها از پذیرفتنِ اینکه او پسرِ اوست امتناع کرد؟ و سرنوشتِ دختر زمانی چه میشود وقتی کاملاً تنها رها میشود؟