خط داستانی
راننده جوانی از سانفرانسیسکوِ غربی با نام ژیِم، که در یک سرویس سفر مشترک کار میکند، به همه مسافران خود میگوید که وطنش فرانسه را خیلی دوست دارد اما متوجه میشود از پرواز ترس دارد و نمیتواند برگردد. یکی از مسافران، زن جذابی به نام امی، از این وضعیت برای او همدردی میکند و پیشنهاد دوستی میدهد. به زودی این دو با هم رابطهای عاطفی برقرار میکنند و ژیِم، امی و دوستپسرش مایک درگیر بحران زندگیِ نیمهدهای میشوند. وقتی سه نفر سعی میکنند هدف از زندگی را پیدا کنند، با سلسلهای از رویدادهای عجیبی مواجه میشوند که تصمیمگیری را دشوارتر میکند.