خط داستانی
هر پدر میخواهد بهترینها را برای فرزندانش فراهم کند و شهزاد نیز از این قاعده مستثنی نیست. از زمانی که همسرش فوت کرده، او تلاش میکند تا دو فرزندش، سلمی و حسن، را در مسیر درست نگه دارد. سلمی به سرعت بزرگ میشود و شهزاد میخواهد مطمئن شود که او با مرد مناسبی برای زندگی مشترک آماده میشود. این وعدهای است که او به همسرش داده و بخشی از وظیفهاش به عنوان پدر میداند. اما سلمی چه میخواهد؟ بدون اینکه شهزاد بداند، او در یک رابطه عاشقانه پرهیجان با ایمی، جوان جذاب، گرفتار شده است. سلمی میداند که ایمی آن چیزی نیست که پدرش انتظار دارد، اما آیا میتواند راهی برای خوشحال کردن همه پیدا کند؟ یک درام تاثیرگذار با پایانی ویرانگر، "به دست پدرم کشته شدم" داستانی درباره قدرت و محدودیتهای عشق در جوامعی است که "شرف" همه چیز را معنی میدهد.