خط داستانی
شب دیر است و باران شدید میبارد ناگهان زن عجیبی که تنها با زیرپوش به مردی که در دریاچه ماهیگیری می کند پوشیده است فرار می کند و از او کمک می خواهد به زودی مرد می فهمد که زن لال است و موافقت می کند او را دنبال کند زن او را به تپه ای می برد جایی که شوهرش در آنجا بسته بندی شده و خونریزی دارد و فریاد می زند تا زندگی اش در کیسه بزرگی نجات داده شود