خط داستانی
جانی جادوگری است که با جعبه جادویی خود در تئاترهای محلی میگردد. نمایش شامل همسرش رامونا است که به درون جعبهای بزرگ میرود و با تیغ و چاقو سوراخ میشود. ماشهای چرخانده میشود و از آن طرف سوسیسها بیرون میآیند که به تماشاگران ارائه میشود. یک شب وقتی جعبه را میگشاید واکنش تماشاگران به طرز عجیبی شاد است. جانی داخل را نگاه میکند و با ترس درمییابد همسرش دیگر آنجا نیست؛ او تنها ناپدید شده است