خط داستانی
در قلب دهلی، سودا، مانو و دخترشان وینا زندگی ظاهراً عادیای دارند، اما فاصلهای عملی میان سودا و مانو وجود دارد. کنجکاوی وینای دربارهٔ آیین ماهانهٔ پدرش نامه عاشقانهٔ قدیمیای را برمیگشاید و سودا با داستانی از عشق گمشده و احساسات بیپاسخ روبهرو میشود. برای یافتن پایان این پروندهٔ عاطفی، مادر و دختر راهی سفر میشوند تا عشق گذشتهٔ مانو را پیدا کنند و در پارکی آشنا با او به دیداری پر از احساس برسند. در تقابل گذشته و حال، خانواده بهبودهایی غیرمنتظره مییابد و پیچیدگیهای ظریف عشق، زمان و ارتباط انسان با یکدیگر آشکار میشود.