خط داستانی
هنرمند ویدئویی در حال کار بر روی پروژهٔ تازهٔ خود ناگهان با دوستی قدیمی و گمشدهاش، جانسن، روبهرو میشود. جانسن با همسرش رابطهای ناخرسند دارد. او از شهر فرار میکند و با کسی که به همان مشکل برخورده ملاقات میکند. در بازخوانی ناآرامشان، متوجه میشوند تا چه اندازه با هم فاصله گرفتهاند و در عین حال فروپاشیهای یکدیگر را گشوده میگردانند. باران موشک به آرزوی انسان برای صلح درونی در میان ارزشهای متغیر خانوادهٔ معاصر اندونزی میپردازد. در کشوری که سنتها مقدس دانسته میشوند، مفهوم طبیعت و ارزشهای اجتماعی توسط الزامات مدرنیته میانه میشود. داستانی است از افرادی که سعی میکنند با این پیچیدگی از تناقضات بیپایان کنار بیایند.