خط داستانی
هیچ راه فراری وجود ندارد... از یک طرف کره زمین تا طرف دیگر، نمیتوان از چهرهها، تصورات و دوربین همیشه بیدار فرار کرد. هیچ راه فراری از ماسک وجود ندارد و طنین تصاویر و صداهایی که در طول زمان با یکدیگر تلاقی میکنند، قابل فرار نیستند. هیچ راه فراری از سینما وجود ندارد. هیچ راه فراری از ترسهای ذهن وجود ندارد. “یک فرد مرموز و تنها، شاید یک شاعر، از طریق مجموعهای از مناظر سوررئالیستی عجیب با هدفی نامشخص سفر میکند. ماجراجویی او به سه بخش تقسیم میشود. موضوع اصلی این آزمایش مقایسه ویژگیهای ترسناک مناظر مختلف و قرار دادن شخصیتها درون آنها است، که به پیشمشغولی مداوم پروژه در استخراج حالات شوم از محیطهای عادی میپردازد. به نوعی، اینها میتوانند به عنوان فیلمهای ترسناک تجربی دیده شوند که در آن جو وحشت بدون تلههای روایی مورد انتظار ایجاد و حفظ میشود.