خط داستانی
آلبا و مارتین به سفری به جنوب شرقی اسپانیا میروند. آنها در یک مزرعه دورافتاده در وسط بیابان توقف میکنند، جایی که ایوان آن پر از مبلمان و اشیاء برای فروش است. در حالی که به آرامی به این آثار متعلق به روابط شکسته نگاه میکنند، حس نوستالژی برای احساسی که دیگر تمام شده است را درک میکنند، احساسی که آخرین نفسهایش به آنها نشان میدهد که سفرشان یک پرواز به جلو است.