ساری مارایس
Sarie Marais
داستان در دهه ۱۸۸۰ آغاز میشود، زمانی که یوهان دو ویلیئرز مزرعه خانوادگی را به ارث میبرد و از دوست دختر دوران کودکیاش، ساری مارایس، خواستگاری میکند. عموی ساری، اوم هندریک، او را از این کار برحذر میدارد.