کترین رفتن گم می شود
Keiner geht verloren
کاتیا از برلین شرقی به بایاریا مهاجرت کرد او عشق زندگی را یافته است و اکنون مادرش ریتا را دعوت می کند تا همسر آینده اش را ببیند در مسیر سفر از برلین به باواریا ریتا بازیگر مانده را برمی گیرد