خط داستانی
آنسان، قهرمان رو به رشدی به مدت یازده سال، در جاده ای باز در مزرعه ای بی مشخصات بیدار می شود و به آرامی درمی یابد که نمی داند در کجا است یا به کجا برده می شود. تا اینکه با غریبه ای در مرکز چمنزار صحبت می کند و به خاطر تصمیمی که در اثر آزارهای اجتماعی در مدرسه گرفته است، به یاد می آورد.