خط داستانی
اکثرشدهٔ دانشمند جاهطلب به نام مکسیم میناِف در آستانهٔ دستیابی به کشفی است که ممکن است جایزهٔ نوبل را برای او به ارمغان آورد. در پی بهدست آوردن شهرت، ماکسیم آزمایش پرخطرى بر روی خودش انجام میدهد و به اندازهٔ یک لوله آزمایش معمولی کوچک میشود. این دانشمند جوان به شدت به کمک نیاز دارد، اما دوست دخترش او را ترک کرده، بهترین دوستش خیانت کرده و او هنوز تکیهگاه دیگری ندارد... ناگهان قهرمان داوطلب میشود تا به پسری دوازدهساله که به صندلی چرخدار بند شده است، کمک کند.