خط داستانی
مایما زندگی متوسطی با والدینش پویا و معلم موسیقی گوتام دارد. او با پسری جوان به نام آنوراغ در عشق است که پدرخوانده پراتاو با گوتام دوست است. هر دو گوتام و پراتاپ دوستی دارند و ترتیبی میدهند تا جوانان ازدواج کنند، اما وقتی به خانه پراتاپ میرسند با دشمنی آشکار همسر پراتاپ، شانتی، پسرانش سوهپال، شریپال، و همسرانشان شوبا و سومان روبهرو میشوند و از او به عنوان عروسی دریافت نکردهاند؛ با این حال ما imeا، دختری که به بت دیوی ما سانتوشی معتقد است، تصمیم میگیرد با عشق و کار سخت بر آنها چیره شود. سپس آنوراغ به اتهام دزدی یک lakh روپیه از نمایشگاه الکترونیک خانواده متهم میشود و رد میدهد که برای رفتن به بمبئی، آن پول را به دست میآورد و دوباره برمیگردد.