خط داستانی
یک مرد بیپول قادر به پرداخت اجارهاش نیست و از خانه بیرون انداخته میشود، اما تمام اثاثیهاش نگهداشته میشود و تنها اجازه دارد تخت متحرکش را بردارد. او پس از کشیدن تخت به چند بلوک، خسته میشود و روی تخت دراز میکشد تا استراحت کند. او به زودی مرکز توجه میشود و جمعیت ادامه مییابد، وقتی که پلیس او را از آنجا میبرد و چون او از حرکت امتناع میکند، افسران او را به زور هدایت میکنند، اما شهروندان معترض مانع از دخالت بیشتر میشوند. مرد بیپول و تختش که در سراشیبیها سرعت میگیرد، در مسیر هیجان زیادی ایجاد میکنند و در نهایت به مرکز تجاری میرسند، جایی که در کنار پیادهرو متوقف میشود. دوست ما در این سفر یک پالتو خز و یک بوق اتومبیل دزدیده و اکنون یک راننده مدرن را به نمایش میگذارد. (کاتالوگ گومون)