خط داستانی
جیمی، لاوریس و ترپنتین، سه شوالیه جاده (بی خانمانها)، به غرب رسیدهاند جایی که جو دو تفنگ، مرد بد محلی، در حین خوردن غذا آنها را غافلگیر میکند. کلانتر او را فراری میدهد اما در haste برای فرار، جو دو تفنگ یک لوله سیگار با نام خود را میاندازد. جیمی آن را برمیدارد. مالی، در یک مزرعه نزدیک، با سرپرست خود مشکل دارد که وقتی لوله را میبیند، فکر میکند جیمی همان قانونشکن است و خیلی آرام میشود. تحت تأثیر، مالی به جیمی پیشنهاد شغل سرپرست مزرعه را میدهد. اما آنها آخرین بار جو دو تفنگ را ندیدهاند.