خط داستانی
در خانهٔ باستانی دورافتادهٔ خانوادگی، کلی، دوست پسرش چاپی، و گروهی از دوستانشان با بازیای فراطبیعی به نام روح شیشه به هیجانهای مفرح میپردازند، با وجود هشدارهای نگهبان خسته. اما وقتی بازی آغاز میشود نیروهای ترسناکی که آنها برمیانگیزند آرام نمینشینند.