خط داستانی
ستف استیونز پیر و دختر زیبایش ویدا در کلبهای در تپهها زندگی میکنند. استفنز یک "مخزن" غیرقانونی در یک کلبه متروکه دارد و ویسکی "ماه" در بارهای کاه پنهان شده و در شهر نزدیک فروخته میشود. یکی از مشروبسازان، تام جکسون است که ویدا را دوست دارد. استفنز توجهات تام را تشویق میکند، اما ویدا اعلام میکند که او جوان مشروبساز را دوست ندارد و در نتیجه قلب او شکسته میشود.