خط داستانی
ژاکی، زنی دگرباش جوان و زیبا، برای زندگی با اولیویا، زنی مسن و باتجربه، به باجه مالک ساختمان می رود. مالک که چشم چران و روانپریش است، از آن ها می خواهد اجاره عقب مانده را پرداخت کنند در غیر این صورت آنان را بیرون می اندازد. برای جلوگیری از اخراج، اولیویا ژاکی را متقاعد می کند تا برای مالک «نمایشی» اجرا کنند، اما با دیدن تمایل های شیطانی او نسبت به آن دو، ژاکی نگران می شود که زندگی آن ها در خطر است.