خط داستانی
هانسو را به خانواده آمریکایی پذیرفتهاند هنگامی که مادرش میمیرد. او نمیتواند فراموش کند مادر چه طور مرد و روزی به کره باز میگردد. او زیر نام مستعار برای شرکت الکترونیکی که مادرش مدبر آن بود کار میکند. هانسو از شریک سابق شرکت، چو دامگون، که گناهکار است، اطلاع دارد و او را اغوا میکند تا به بدهی بکشد تا او را به بنبست برساند. سپس مدیر و کارگردان را اغوا میکند تا در مقابل هم قرار بگیرند. حال چه پایان تراژیک اما شجاعی برای این مردان و هانسو رخ میدهد؟