خط داستانی
پس از اتمام تحصیلاتش در انگلستان، دون سزار به مزرعه خانوادگیاش در ساردینیا بازمیگردد. او متوجه میشود که دهقانان محلی از یک دزد دام به نام ماراس و همدستانش در ترس به سر میبرند. دون سزار ابتدا شکایتی علیه ماراس تنظیم میکند. اما این تنها آغاز نقشهاش بود: برای دستگیری دزدان در حین عمل، او یک سیستم هشدار در اطراف ملکش نصب میکند. یک شب، پرتو یک چراغ جستجو ملک را روشن میکند و دزدان باید هر چه سریعتر فرار کنند. در انتقام، ماراس دختر سرپرست سزار را ربوده و او به طرز هوشمندانهای از دست نگهبانش فرار میکند. ماراس به دنبال ماریا میرود. در همین حال، سزار و سرپرستش در جستجوی او هستند. همه چیز به خشونت و خونریزی میانجامد. ماراس و سرپرست کشته میشوند و سزار و دختر سالم میمانند.