خط داستانی
ناشی از خطوطی باریک و بیضی مانند از نوری سبزآبی در تاریکی فراگیر، آرام آرام پایین می رود، سپس برخاسته به موقعیت اولیه باز می گردد. از تاریکی اطراف زن آرامی قد علم می کند با روپشی بنفش که با گام های باشکوه به طرفین صفحه می رود، در نهایت در خط نور ظاهر می شود. او روپش را می اندازد و به صورت سفیدش ظاهر می شود، روی زمین دراز می کشد، سپس به رقصی از پُستورهای ریتم دار می رسد که به حالت زانو زده و پایین بسته فرو می رود؛ روپرش را می گیرد، دوباره می پوشد، دور استخر نور می گردد و با چهار فلش زرد در چهار گوشه قاب نابود می شود.