خط داستانی
جک دود مبارز لندن برای بیش از پنجاه سال با همکارانش در میخانه نوشیدنی میخوردند. هنگامی که او درگذشت مانند زندگی خود با لبخند بر فراز بازار اسب که با قرض مرده بود، در دریا به اطراف پاشیدن خاکسترهایش به مارجیت. فیلم سفر دوستانش را دنبال میکند و داستان زندگی، عشقها و ناامیدیهایشان را در خاطرات جک و همسرش اومی بافته میشود.