خط داستانی
زمانی که بازرگان پارچه، ژائو دکسین، از کنار مقبره باستانی عبور میکند، با دانشمند، چین چیوفان و دختر، هوا هنگیو در دنیای زیرین ملاقات میکند. چیوفان در راه به پکن توسط دزدان کشته میشود و جسدش به قبرستان هنگیو انداخته میشود. وانگ جینکینگ، برادرزاده ناتنی مادرخوانده هنگیو، او را مجبور به ازدواج با خود کرده بود. هنگیو نمیتوانست این فشار را تحمل کند و خودکشی میکند. بعداً، وانگ جینکینگ به خاطر گرفتن همسر دیگری کشته میشود و هنوز هم در دنیای زیرین به هنگیو اجازه نمیدهد برود. چیوفان و هنگیو یکدیگر را دوست داشتند، اما نمیتوانستند در دنیای زیرین ازدواج کنند زیرا هیچ مدرکی از ازدواجشان در دنیا وجود نداشت.