خط داستانی
دختر جوانی به نام لیلا، فرزندخوانده قایقران و همسرش است. او بیشتر تابستان را بر روی یک "تخته" در کانال کریستینشاون میگذراند، جایی که قایقها را اجاره میدهد. اما آنها در یک خانه قدیمی در اوورگادن زیر آب زندگی میکنند - نزدیک به محل کارشان. در خانه، قهوهجوش به طور مداوم صدا میکند و مردم را به خود جذب میکند. همه بسیار متفاوتاند - یک دختر بازیگوش، یک ملوان، یک هنرمند و یک خوشگذران. در میان این افراد، لیلا تحول نهایی خود را از دختر به زن تجربه میکند.