خط داستانی
در آستانهٔ تور جهانی، از اوج محبوبیت، ویولنیست راکِ جایپسی تصمیم میگیرد ویولن خود را کنار بگذارد و از صحنه بیرون رود... مردی بیرحمانه همسرش را به قتل میرساند و جسدش را به رودخانهای محلی میاندازد... کارآگاه بازنشستهٔ پلیس بوستون خبر مرگ دختر محلی را قبول نمیکند... در حالی که ناپدیدی بینظیر جایپسی همه را سردرگم کرده، او با همسرش در خلوتگاه کِپ کد در زمستان پناه میگیرد... قاتل با گذشتهاش روبهرو میشود و به همسر برادر خود که با جایپسی ازدواج کرده است دل میبندد... و در نهایت جُسدی در کِپ کد پیدا میشود... و کارآگاه مطمئن نیست که این آخر داستان باشد... در این زیستگاه آرام و کوچک نیو انگلند روایت ناگواری از آنچه میشود هنگامی که موسیقی با جنایت برخورد میکند و نقاشیِ شعری از نگهبانانی که توازن طبیعی زندگی را حفظ میکنند، شکل میگیرد.