خط داستانی
رِیتل مدتها نخوابیده است. چند سال پیش، برادرش به طرز مرموزی کشته شد در حالی که او و گروهی از دوستان کنار دریاچه جشن میگرفتند. سه سال بعد، او و دوستانش باید به همان دریاچه بازگردند تا کابوسها را پایان دهند، حقیقت را بپذیرند و بفهمند که تصادفی بوده است یا نه. اما فردی انتظار آنها را میکشد. کسی که حقیقت را میداند و دنبال انتقام است. در شب یادبود، هر شخصیت با ماشینی کشنده روبهرو میشود و جسدها یکی پس از دیگری میافتند. آیا قاتل کسی است که در جنگل میشناسند یا کسی است که میشناسند؟ در این یادبود، فریاد تا آخرین جسد افتاده ادامه دارد.