خط داستانی
جاستین، که شغفش ترانهسرایی است، و دوستش پیر، که آهنگساز است، زندگی بوهمی در پاریس دارند. جاستین فکر میکند مادرش خوزهفا ثروتمندتر از آن است که به نظر میرسد و تصمیم میگیرد با استفاده از پیر به عنوان واسطه، سه میلیون سنتیم از او کلاهبرداری کند. خوزهفا نقشه را کشف میکند و از کمک به پسرش امتناع میکند. اما پیر هویت پدر دوستش را که بیست سال ناشناخته بود، کشف کرده است. با کمک مادر جاستین، این دو دوست تمام تلاش خود را میکنند تا سه میلیون سنتیم گمشده پسر را از پدر شرمنده و پشیمانش بگیرند.