خط داستانی
دو جوان از پاریس "ایدههای مدنی شگفتانگیز" را به ذهن میآورند. اما وقتی بدون رحم بازمیگردند، شروع به برگزاری حراجی از مبلمان و اشیاء هنری میکنند که "گارکونییر" آنها را احاطه کرده است، آخرین نشانه از گذرگاه تجمل. ایده بزرگ این است که یک کاباره در فاولا برای گردشگران جستجوگر احساسات جدید و همچنین برای ساکنان شهر راهاندازی کنند. در تپه، یکی از پسرها بزرگترین شگفتی را تجربه میکند: او آنجا، در میان فقرا، روزنامهخوانی را به بچهها آموزش میدهد و روزینیا، یک پرنسس جادویی، ملکه تپه را پیدا میکند.