خط داستانی
از کودکی راکل و مریم دو دوست صمیمی بوده اند اکنون راکل به رویای بازیگر شدن رسیده و مریم با همسری تعمیرکار صاحب سه فرزند شده است و خانه را اداره می کند در پی کودتای نظامی آرژانتین در سال هزار و نهصد و هفتاد شش پسر بزرگ مریم گمشده است و او به دنبال پشتیبانی دیوانه وار راکل می گردد هر چه راکل در جستجو دخالت می کند هدفش نیز گشته و در نهایت راکل از آرژانتین به برلین فرار می کند مریم اما به گروهی از زنان ملحق می شود که به سرنوشت بستگان ناپدیدشده شان می پردازند در سال هزار و نهصد و هشتاد و سه پس از سقوط دیکتاتوری دو دوست دوباره ملاقات می کنند