خط داستانی
در حین پیادهروی، دو دوست به نامهای هانس و ریچارد به روستای جنگل سیاه سنت کریستوف در شب جشن سنت سسیلیا میرسند، جایی که در خانهٔ بلزیوس رومر، رهبر محترم گروه کر کلیسا، اقامت میکنند. آنها با کارمند او، باربله، آشنا میشوند که عاشق بلزیوس رومر است. کمی بعد، مالوین جذاب از برلین به روستا میآید و نظرش به هانس جلب میشود. اما هانس در شب رقص جشن سسیلیا، مالوین را رد میکند و به باربله که به عنوان خواهرزادهٔ 'موهمه'، زنی که به عنوان 'جادوگر' شناخته میشود، مورد بیمهری محلیها قرار گرفته، انتخاب میکند.