خط داستانی
"مارکسانا" شخصیت مرکزی یک تصویر فلامنکو است که توسط گروهی از هنرمندان که از شهری به شهر دیگر با هنر خود میروند، خلق شده است. روزا، دختر "مارکسانا" با مردی پولدار به نام ادواردو آشنا میشود و با او فرار میکند و مادرش را رها میکند، همانطور که پدرش سالها پیش انجام داده بود. "مارکسانا" تصمیم میگیرد به جلو برود و به هنر خود شتاب بیشتری بدهد و دوباره موفقیتهای بزرگی کسب کند. بعدها، ادواردو و روزا به تئاتری که او در آن کار میکند میروند تا از او طلب بخشش کنند.